خرید بک لینک
بند دوربینش که دور گردنم بود میتونستم بوی خودشو حس کنم.این روزها سنگینی نگاهش روم بود،احساساتش منو کشونده بود پایین.هنوز در اعماق بسر میبرم.او دیشب زود خوابیده و من دیر اون دیر بیدار میشود و من زود.پس چند ساعتی نفس بیشتر میکشم تا او با احساساتش به سویم سرازیر شود.چرا دوست داشته شدن انقدر غریب و غیر قابل لمس است؟.بهرحال وسط حرف هایش گفت مرا تصور میکند.تن صدایم،قدم،موهایم،گونه هایم.او از لبخندم تعریفی نمیکند.و این بسیار با بقیه افراد فرق دارد.امیدارم نفرین قلب شکسته این پسر بچه من را دنبال نکند و او از من با قلبی باز بگذرد.برچسبها: اولین ها نوشته شده توسط نازنین در سه شنبه هفدهم مرداد ۱۴۰۲ |

برچسب: نویسنده: الینا مهدوی تاريخ: سه شنبه 24 مرداد 1402 ساعت: 20:28

امروز اهنگ snowman رو گوش میدادم و اندکی دلم برای کامیار وسبک نوشتن زیبایش تنگ شد.برای او مینویسم.امروز با دوستان راهنمایی ام به بیرون رفتم و باز پول باید به حساب دیگران بریزم ازاین کار ذله ام و فردا یاد میگیرم چطور پول واریز کنم و این کار را انجام میدهم.فردا با دوست دوران ابتدایی ام میروم دوچرخه سواری باید نان بیرون بگذارم و او را ساعت ۶ از خواب بیدار کنم البته قبلش باید خودم را خواب منم.امروز با دوستم حرف زدم و او را راضی کردم که دوستی هایمان تغییر کرده و او نباید از اینمه دیگر الویت ما نیست ناراحت شود.این روراست بودنم را دوست دارم.با ماجرا روبرو میشوم بجای فرار کردن.آری دیگر جانم برایت بگوید کتاب کوری را میخوانم،کاش بودی برایم از کتاب و شعر هایت میگفتی.دیر وقت است ،امیدوارم به من سر بزنی.برچسبها: دوست نوشته شده توسط نازنین در یکشنبه هشتم مرداد ۱۴۰۲ |

برچسب: نویسنده: الینا مهدوی تاريخ: چهارشنبه 11 مرداد 1402 ساعت: 17:40

حالا تا هرچی میشه نیام به هودم لیبل بچسبونم. ایم فاین.

برچسب: نویسنده: الینا مهدوی تاريخ: چهارشنبه 11 مرداد 1402 ساعت: 17:40

امروز روز قشنگی بود،من هرکار کردم بخوایم خوابم نمیبرد و نهایت دو نیم اینا خوابیدم و صبح هم پنچ برخاستم و صبحونه اماده کردم و خاضر شدم راهی دوچرخه سواری که جدیدا صبح ها میرم.بعد با دوست دوران ابتداییم بود و اونقدر گرم و نزدیک بودیم که انگار نه انگار سالهاست ندیدم همو،کلی حرف زدیم و دو دور دوییدم که برام سخت بود.بعد هم صبحونه خوردیم و برگشتم خونه ، حموم رفتم و لش بودم که عصر با لعیا رفتم.گواهینامه ثبت نام کردم و بعدم در شهر چرخیدیم و رفتیم موچی خوردیم که من

برچسب: نویسنده: الینا مهدوی تاريخ: چهارشنبه 11 مرداد 1402 ساعت: 17:40

صفحه بندی